مير سيد شريف راقم سمرقندى
46
تاريخ راقم ( فارسى )
بعضى بسايند باران پيدا شود و در بعضى جبال آن ولايت سنگها است كه چون هيزم مىسوزد . وفات ابراهيم سلطان ابو الفتح ابراهيم سلطان ابن شاهرخ ميرزا فرزند دويم است . در رجب المرجب عشر و ثمان مئه بملك فارس موسوم گشت . مدّت بيست سال حاكم فارس بود . سليمانوار بر سرير كرامت مستقر و چون ابراهيم ادهم ديهيم عدالت بر سر نهاده در ولايت شيراز به سلطنت و اعزاز روزگار دراز مىگذرانيد . شاهزاده شجاعت سير عدالتگستر را فضل و هنر و دانش چون جوهر در صحيفهء آئينه مضمر ولى چون اخلاق نيكو در باطنش مضمر بود تعمير دلهاى اهل الله را كه نشان بيت الله است فى سبيل الله مىخواست و به اشارت آيت فرمان درايت « وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْراهِيمُ الْقَواعِدَ » كه در شأن خانهء كعبه است دل هر شكسته را چون بيت المعمور به دستيارى معمار همّت به پاى مردى بناى جرأت از حضيض خاك به اوج افلاك برمىداشت . در تاريخ 832 نصرّ من عند اللّه العليم بلسان عدد ايضاح از آن مىكند . رايت فرقتساى كشورگشاى عالم آراى پادشاه جهانگير جهاندار ابو الفتح ابراهيم سلطان با سپاه مور شمار شير شكار نصرت شعار ظفر آثار از دار الملك شيراز بتأييد ملك ديّان متوجه آذربايجان به قصد اسكندر ابن قرايوسف تركمان گرديد . مخالفان شديد البأس در ظاهر سلماس كه از توابع آذربايجان است متحصن بودند . از آنجا كه كمال شجاعت و وفور دلاورى و جلادت از سلطان ابو الفتح ديدند با وجود سدّ اسكندرى يأجوج نهادان راه بيابان در پيش گرفتند . نظم ز آئين ثبات شاه ابو الفتح بجنگ * خون شد ز حسد بروز هيجا دل سنگ اين حال ز كوههاى سلماس بپرس * كز راه صدا شرح دهد از دل تنگ اين واقعهء عظيم الشأن كه الحق از بدايع وقايع عالم است به غرابت ممتاز و مستثنى است و به همان تاريخ وقوع يافته است . چنانچه ازين نظم مستفاد مىگردد كه مصراع : اسكندر تركمان چو عصيان ورزيد * داراى جهان سزاى او واجب ديد از تيغ ابو الفتح چو بگريخت به جنگ * تاريخ شد از قدر ابو الفتح پديد